Saturday 30 May 2020| ۱۲: ۰۵ - شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
کد خبر: ۱۰۹۱۲
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۳




17 اسفند 96 دیدار با خادمین افتخاری

بسم الله الرحمن الرحیم

تبریم میگویم میلاد خجسته صدیقه طاهره و فرزند برومندشان حضرت امام را ، از اینکه امروز هم این فرصت فراهم شد و برادر مان جناب حجت الاسلام والمسلنمین جناب حاج آقای جوادی این جلسه ی خوب را که من بهش خیلی علاقه دارم فراهم آوردند خدا را سپاسگزارم .

عنث ابن مالک یکی از روات احادیث است که در میان اهل سنت بخصوص خیلی مورد توجه است خادم پیامر هم بوده به این معنا که میگویند وقتی پیامبر امدند مدینه همه اهل مدینه یک هدیه ای برای پیامبر بردند عنث ابن مالک که اهل خزرج است همان طور که میدانید مدینه دوقبیله بزرگ داشته عوز و خزرج مادرش میرود و به پیغمبر میگوید همه برای شما یک هدیه ای آوردند و من بچه ام را اوردم و این بچه که یک کودک 10 ساله بوده است را بعنوان خادم پیامبر تحویل میدهد و او در خانه پیامبر خدمت میکرده حالا در اینکه زندگی عنث چگونه گذشته و بعد فراز و فرودهایی که در زندگی اش بوده است بماند اما عمر بسیار طولانی هم داشته که می گویند در اثر همین خدمت به پیامبر بوده که غریب به 100 سال عمر کرده یک روایتی را نقل میکند به مناسبت چون جمعمان صحبت های کاری را شنیدید این روایت را ببینیم از یک متن بسیار زیبای فارسی هم هست که تفسیر میبدیست و میبدی این تفسیر را به زبان فارسی شیرینی نوشته عباراتش را میخوانم نکات تکان دهنده ی زیبایی درش است بخصوص با توجه به جایگاه صدیقه طاهره که مورد اشاره قرار گرفته .مینویسد که عنث بن مالک گفت انروز که جبرییل امین این ایت اورد و ان جهنم لموعد الاجمعین ایات سوره حجر است قال هذا صراط علی مستقیم که بر عهده من است که این راه راه راست باشد خداوند میفرماید ان عبادی لیس لک علیهم السلطان الی من اتبعک من الغابین بندگان من را تو برشان سلطنت نداری خطابشان به شیطان است الا کسانی که از تو تبعیت کنند که این گروهی که از تو تبعیت میکنند اینها از گمراهانند و ان جهنم لموعدهم اجمعین لها سبعت ابواب لکل منها و جزئ معصوم میگوید این پیروان شیطان موعدشان یعنی وعده مان باهاشون درب جهنم بعد میگوید درب جهنم در دارد که هرکدام از گروهی که می آیند متعلق به یک دری هستند هر گروه از یک در میروند خب عنس بن مالک میگوید وقتی این آیه آمد ان روز که جبرئیل این آیت را اورد ان جهنم لموعدهم اجمعین دریای حیرت مصطفی به اوج امد یعنی پیامبر برافروخته شد و ان گوهر در دوسوز خویش برانداخت گریستنی عظیم در گرفت چندان بگریست که جانهای صدیقان سحابه از آن به سوزش افتاد و دلها در گدازش امد به حدی رسید که بلقت القلوب الهناجر اشاره دیگری به ایه های دیگری در سوره های قران است سوره ی احزاب میگوید یادتان بیاید که وقتی مشکلات بر شما حمله ور شد و محاصره شدید و جانتان به لبتان رسیده بود . این جمله ی جان به لب رسیدن از این ایه است بلقت القلوب الهناجر حنجره یعنی گلو قلب هم که قلب میگوید جان به لبم رسیده از این آیه قران است ایه فرود امد پیامبر خیلی گریه کرد صدیقان سجحابه کسی زهره نداشت که اسرار درگاه نبوت بررسد . هیچ کسی جرات نداشت برود به پیغمبر بگوید چرا گریه میکنی 9یا بپرسد که آن چه حال است و چه بوده که سید کونین و مهتر خافقین یعنی شرق و غرب چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران غریوان یعنی ناله کنان فریاد زنان اخر کار عبدالرحمان بن عوف بر نزد فاطمه زهرا شد رفت خدمت حضرت صدیقه طاهره گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدم بس حیران و گریان با دردی عظیم و سوزی تمام ندانیم چه ایت به فیو فرود امده و چه چیزی وی را بر ان داشته هیچ کس از ما زهره ندارد و نتواند که از انها باز بر رسد یا بپرسد مگر تو به آن اسرار رسی و ان حال باز دانی شمله ای کهنه نهاده بود ( شمله یعنی چادر ) چادر کهنه ای بود صدیقه طاهره برداشت فاطمه ان شمله ای در پوشید و قصد حضرت مصطفی کرد چون بر رسول خدا رسید گفت یا رسول الله جان و تن من فدای تو باد چرا میگریی؟و چه چیز تو را اینطور اندوهگین کرده ؟که دلهای یاران از اندوه تو غرق در قرقائو است هر یکی کان حسرت شده معدن حسرت و بی خرد و بی خواب گشته پیداست غصه پیامبر غصه ی دلهای بقیه هم شده بوده و همه متحیر بودند .

رسول خدا گفت : چون نگریم ای جان گدر .چرا گریه نکنم و چرا اندوه نخورم از بهر ضعفا و گنه کاران و امت خویش و انک جبرئیل آمده و ایتی به این سعبی آورده . سختی ، کان جهنم و موعدهم اجمعین لها ثبوت ابواب لکل باب منها جزء مقصود فاطمه گفت یا رسول الله اخبرنی من باب ابواب جهنم یکی از این درها را برای من توضیح بده مرا خبر کن از دری از درهای دوزخ که چون است و عذاب ان چه مایه است ؟ گفت ای فاطمه چه پرسید ان که طاقت شنیدن ان نداری ؟ چرا چیزی میپرسی که طاقت شنیدن ان را نداری ؟

ووهم و فهم هیچکس بدان نرسد اماانچه اسانتر است و حوصله تو برتابد بدان که ر هر دری از ان درها ی دوزخ یعنی در هر درکی از ان درکات دوزخ 70 هزار وادی بود در هروادی 70 هزار شارستان یعنی شهر در هر شارستان 70 هزار سرای در هر سرای 70 هزار خانه در هر خانه 70هزار صدوق و در هر صندوق 70 هزار عذاب . فاطمه چون بشنید بیفتاد و بیهوش شد چون به هوش باز امد گفت الویل الویل لمن دخل النار ر اوای بر کسی که داخل اتش شود این سخن با علی گفت و علی بم ابی طالب گفت یا لیت امی لم تلدنی و یا لیت ثنا مزقت جلدی و اسمع بذکر جهنم ای کاش مادرم مرا نزاییده بود و درندگان مرا پاره پاره میکردند و ذکر جهنم را نمیشنیدم و سمع سلمان قوول النویل فاطمه خبر به سلمان رسید فجرخ نحو بقیع سلمان از خانه زد بیرون بسمت بقیع وازعا یدهو الی راسه دستش را بالای سرش قرار داد و هو ینادی به اعلا صوته با بالاترین صدای خودش فریاد می زد وا بعد سفرا وا قله زادا الویل وی امکان مسیری الی النار وای بر ما اگر مسیرمان به آتش ختم شود انسان در زندگی در دوراهی های سختی بعضا قرار میگیرد این دوراهی های سخت ان لحظاتی است که اگر ادمی درست تصمیم بگیرد این امکان را پیدا میکند که یک مسیر تکاملی را پیش روی خودش باز میکند و اگر خدای نکرده در این لحظات ترس بر ادمی غلبه پیدا کند یا طمع در ادمی غلبه پیدا کند به سراشیبی سقوط میفتد . همین عنث بن مالک که این روایت را نقل میکند قسمت دومی هم زندگیش دارد در داستان جمل امیرالمومنین میفرماید تو که فضایل من را از پیامبر شنیده بودی برو به این گروه مقابل نقل کن و فضایل من را بگو بگو در مقابل اهل بیت پیامبر نباید بایستند بعضی ها میگویند مربوط به داستان دیگریست اما مشهور این است که در داستان جمل است او خودش را میزند به پیری و میگوید من دیگر پیر شدم نمیدانم یادم رفته امیرالمومنین رو به عنث میفرماید و میفرماید دروغ میگویی خداوند بیماری بر تو پدید بیاورد که نتوانی کتمانش کنی روات اصحاب نقل کرده اند و میپویند به سه روز نرسید دیدیم برث پیسی از بین دوچشمش بالا گرفت و تا اخر عمر این پیسی در تمام صورت و سرش نمایان بود حضرت میفرمایند تو که فضایل را میدانی بگو حق را میشناسی بگو حق اهل بیت را میدانی بگو اما به عللی کتمان میکند ما همه در زندگی یک لحظات خاصی برایمان پدید می آید در آن لحظات آدمی باید امتحان خود را درست پس بدهد ممکن است این لحظات در افق یک جامعه پدید بیاید گفتم برایتان یکی از این لحظات مبارک حضور امام در جامعه ما بود انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در جامعه ما بود سختی ها هست مشکلات هست طعنه ها هست اما ان کسانی میتوانند در مقابل این لها ثوت ابواب بکل باب من جزء مقصود که گفتم پیغمبر را به اشفتگی وا داشته بود از انها عبور کند که او لحظات را دریابد او لحظات و نفهاتی که در زندگی شان پدید می آید انها را لمس کنند به تعبیر روایتی از پیامبرالی و فی ایام دهرکم دفهات الی فتعرضو لها ان نقطه ای که باید یایستند ان نقطه ای که باید فداکاری کنند ان قطه ای که باید انسانیت خود را نشان بدهند ان نقطه را فراموش نکنند امام و ان کسانی که همراه امام بودند و این عظمت امروز را افریدند یک حقی به گردن همه ی ما دارند که ان حق را همه ی ما باید نفر به نفر پاسداری کنیم فرد به فرد از او مراقبت کنیم طبیعیست در دنیا مشکلات مختلفی هست طعنه ها هست دشمنان هستند نابخردان هستند اما ان لطف خفیله ی الهی هم هست ان کرامت مبرهنه ی الهی هم هست امشب شب میلاد باشکوه صدیقه طاهره و میلاد امامگفتم با مریضی که دارم اگر نیود جلسه مان حال خوشی هم ندارم با هم ذکری کنیم از روایتی از روایات پیامبر حتما دیگر صحبت های مفصل را دوستان داشته اند تذکری بدهیم دیگران را خودمان را دیگران را فرزندانمان را خوانواده مان را به این که این راه سخت است مسیر طولانیست امام سجاد بسیار گریه میکرد کسی بهش گفت به ایشان عرض کرد یا رسول الله شما هم انقدر از ترس قیامت گریه میکنید ؟ ی تعبیری دارند امام سجاد تعبیر تکان دهنده ایست .می فرمایند خود خداوند فرمودند ان الجنه للمتقین ولو کانو عبد حبشیا و نار للکافرین و لو کان سید عرشیا . اتش برای ادم های بد است ولو سید قریشی و بهشت برای ادم های خوب است ولو یک عبد حبلشی باشد این نگاه پیامبر نگاه اهل بیت نگاه امیرالمومنین نگاه سید الساجدین به جامعه است دلهلتون را محکم کنید به خودتان به خانواده تان دعا کنید یکی از این راههای پاسخگویی به ان کرامت الهی و برداشتن توشه و خدمت به زائرین کسی است که در حقیقت عظمت نام اسلام را در جامعه جهانی امروز مرهون وجود اوییم این را قدر بدانید حتما اینگونه بوده اما لحظات حضورتان در حرم حضورمان در حرم خودم را هم میگویم امیخته کنیم همدل و همزمان کنیم با قصد غربت اینجا یکی از حرم هاییست که حتما خداوند نظر لطف بهش دارد یکی از عباد صالحین خداوند درش خوابیده و مردمی که برای زیارت او می آیند برای استشفا می آیند برای کمک می ایند برای هر کاری که میایند در حقیقت در خانه پیغمبر رفتند همه اینها در خانه پیامبر است همه این اوازه ها از نام مبارک پیامبر عظیم الشان است کما اینکه کربلا که می روند در خانه پیغمبر می روند مشهد هم که میروند در خانه پیغمبر می روند خانه پیامبر هم خانه خداست ما خدا را با این اسما طاهرین با اولیا طاهرین خودش میخوانیم و همواره به انها قسم میدهیم انها را شفیع خودمان صدیقه طاهره را شفیعه خودمان قرار میدهیم لذا قصد غربت کنید حضورتان و دلهایتان را محکم کنید ایمانتان را راسخ کنید خودتان به ذکر مشغول شوید در وصف بعضی از اولیا خدا گفتند در سفر که می رفت یکی از شاگردانش نقل میکند میگوید این بعضی وقتها میدیدم خسته و نحیف داغون شکست خورده از درون تهی شده میگفت من را چند ساعتی ارام بگذار میرفت در غاری گوشه ای مینشست چند ساعتی که عبادت میکرد تعبیرش این است وقتی بر میگشت انگار یک شیر برگشته با نشاط پرتوان با انرزی کامل بخاطر اینکه وقتی با خدا انسان ارتباط برقرار میکند با مبدا خیر ارتباط برقرار میکند حتما لحظاتی که در حرم هستید لحظاتی که در جای دیگر هستید سعی کنید زیر لب ذکری داشته باشید با خدا ارتباط برقرار کنید و ثوا ب او را به امام زمان هدیه کنید به امام هدیه کنید خداوند هم انشالله الطاف بی کران خودش را نصیب همه ما قرار بده والسلام علیکم و رحمه الله برکاته

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
عناوین برگزیده
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین