آیت‌الله سیدضیاء مرتضوی در یادداشتی با تأکید بر شناخت عاشورا از چشم‌انداز نگاه جامع امام خمینی(س)، آورده است: سیدالشهدا(ع) اینک بیش از گریه و اشک و ماتم بر خویش، منتظر فرصت یافتن برای نقش‌آفرینی در تربیت و سیاست و فرهنگ و سلوک فردی و اجتماعی ماست و علاقه‌مندان به منطق حسین(ع) باید بیش از نگرانی برای از رونق افتادن سوگواره و تعزیه‌داری عاشورا، نگران فراموشی تحلیل درست چرایی وقوع عاشورا در متن جامعه اسلامی باشند.

تأکید بر شناخت عاشورا از چشم‌انداز نگاه جامع امام خمینی(س)

یادداشتی از: آیت‌الله سیدضیاء مرتضوی

۱- عاشورا، حرکتی بود که سیدالشهدا حسین بن علی(ع) در آغاز سال ۶۱ هجری آغاز آن را رقم زد و پایان آن، روزی است که صدیقه کبرا فاطمه زهرا(س)، آن‌گونه که در برخی روایات شریف آمده، در عرصه حساب‌رسی قیامت، خواهان داوری محکمه عدل الهی شود و داد عدالت و حریت و حق‌خواهی و خداجویی و اسلام و قرآن و همه ارزش‌های الهی و انسانی را از کسانی مطالبه کند که تیغ ستم و نیزه کینه و سنگ شقاوت و ناجوانمردی به سوی مظهر عدالت و پیکره حق و روح قرآن و جلوه همه نیکی‌ها و ارزش‌ها کشیدند و از صبح عاشورا تا پسین آن روز، همراه حسین(ع)، جمعی از پاکترین و والاترین و مظلومترین فرزندان آدم(ع) و خاتم(ص) را با قساوت و شقاوت تمام به خاک و خون افکندند و بر بدن عریان و صدچاک آنان اسب پیروزی تازاندند و حرم الهی را در ماه حرام به اسارت بردند. ولی عاشورا در این فاصله دور و دراز که پهناى آن را فقط خدا مى‌داند، همواره زنده و الهام‌بخش آزادی‌خواهان و عدالت‌پروران و حق‌جویان است.

دامنه نقش‌آفرینی عاشورا در طول زمان گسترده است و افزون بر نقش بزرگی که در تحولات سیاسی اجتماعی و فرهنگ آن زمان و در جامعه اسلامی آن روز ایفا کرد، همواره مایه حرکت و سر زندگی و محور مبارزات حق‌طلبانه اسلامی و نمونه اعلاى فداکاری و جانفشانی در راه اهداف الهی بوده است.

اینک دیگر عاشورا و کربلا با اهتمام ویژه‌ای که پیشوایان معصوم(ع) در زنده‌داری و گسترش منطق و پیام آن داشته و آن را با سراسر زندگی دینی آمیخته‌اند، و با تلاش همه‌جانبه‌ای که دوستداران اهل بیت(ع) در زنده نگه داشتن عاشورا و کربلا در طول قرون گذشته و حال داشته‌اند، در نمایی فرهنگی ریشه‌دار و سازنده و نقش‌آفرین درآمده است؛ که از آن مى‌توانیم به نام «فرهنگ عاشورا» یاد کنیم.

اینک دیگر گستره تأثیرگذاری این فرهنگ و حوزه عمل آن، جای جای زندگی فردی و اجتماعی و مدیریت کلان جامعه اسلامی است و این چنین است که سلوک و منطق حسین(ع) بر رفتار فردی و سلوک اجتماعی و سیاسی و زمینه‌های تربیتی ما سایه مهر و اندیشه و عمل افکنده است و از جرعه‌ای آب که یک تشنه مى‌نوشد تا ایستادگی یک ملّت در برابر استکبار جهانی، نام حسین(ع) و منطق حسینی مى‌درخشد و الهام‌بخش است.

تنها نگاهی کوتاه به تحولات اجتماعی سیاسی و فرهنگی که از فردای عاشورا تا اینک، برخاسته از حرکت و منطق حسین(ع) روی داده شاهدى گویا بر این حقیقت است که این منطق و این نام، برای همیشه پایدار خواهد ماند و اگر به درستی شناخته شود و از آسیب برداشت‌های غلط و تفسیرهای ناصواب در امان ماند، نقش بی‌بدیل خویش را ایفا خواهد کرد.

۲- هیچ کس در این واقعیت نمى‌تواند تردید کند که انقلاب اسلامی ایران، و پیروزی بزرگ ملت سربلند ایران در مبارزات حق‌طلبانه خود، مرهون نام و منطق حسین(ع) است. نسل دوم و سوم انقلاب، که از نزدیک شاهد این واقعیت نبوده‌اند، کم و بیش نیازمند شرح و بسط آنند اما نسلی که در متن مبارزه و یا حتی در حاشیه آن، ناظر روند انقلاب اسلامی و رشد این حرکت و سرانجام پیروزی آن بوده، گواه صادقی بر این حقیقت است. آنچه نقش نخست را به منطق حسین(ع) و پیام عاشورا در انقلاب اسلامی داد، تفسیر و ترسیم درست و واقعی آن توسط رهبری بی‌بدیل انقلاب، حضرت امام خمینی(س) بود که عاشورا را آن گونه که هست معرفی کرد و آن گونه که باید در صحنه نقش‌آفرینی کند، به صحنه آورد و آن گونه که باید از آن نتیجه بگیرد، گرفت.

امام خمینی(س) به واقع، منطق عاشورا را زنده کرد و با زنده کردن آن، مبارزه خود را پیش برد و همین منطق را ضامن بقای انقلاب و نظام برخاسته از آن شمرد و سخت بر آن تأکید جست، و به دین قرار است که در نگاه نافذ و حقیقت‌بین ایشان، «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و طبعاً اگر حیات اسلام را مى‌طلبیم، باید عاشورا را آن گونه که بود و آن گونه که باید باشد، و با منطق و قرائت امام خمینی، زنده نگه داریم و همواره منطق حسین(ع) را فریاد کنیم.

انقلاب به پایان نرسیده است، و نظام اسلامی به همه اهداف خویش دست نیافته است و خط فکری و عملی بنی‌امیه، به شهادت آن همه شواهد تاریخ و آن همه روایات و زیارات، در طول زمان گم و نابود نشده است، و این چنین است که ما اینک نیز همچون گذشته و بیش از گذشته نیازمند فهم درست عاشورا و پذیرش و عمل به منطق حسین(ع) هستیم، و صد البته، سیدالشهدا(ع) حتی در ساعات بحرانی روز عاشورا و در حالی که دو سپاه در برابر هم صف کشیده بودند، از وظیفه هدایت و منطق گفت‌وگو و ارائه طریق و تبیین حق، دوری نجست و این در حالی بود که ذره‌ای در حقانیت خود تردید نداشت و مقاومت و نبرد تا آخرین نفر و تا آخرین نفس را راه نهایی خویش مى‌دانست. انقلاب، همواره به چنین الگویی نیازمند و موظف به آن است.

۳- عاشورا و آنچه مربوط به این رویداد بزرگ است، در دوران خود درس‌های بسیارى برای گفتن و عبرت‌های بیشماری برای درس گرفتن دارد؛ درس خوبی‌ها و شناخت بدی‌ها. افراد عبرت‌آموزی که سرنوشت خود را مایه عبرت مردمان در طول تاریخ ساختند، هر چند خود گرفتار ننگ و نکبت ابدی شدند. جامعه‌ای عبرت‌سوز که از پیشینیان عبرت نیاموختند و خود درس عبرت برای جوامع پس از خود شدند، و عاشورا هر ساعت آن درس و عبرت، و کربلا هر وجب آن کلاس درس و خاستگاه عبرت‌آموزی است، و اینک جامعه ما و نخبگان و مدیران و متولیان سیاست و فرهنگ و تربیت و علم، بیش از هر زمان و بیش از هر چیز نیازمند شناخت درس‌ها و عبرت‌های عاشورا هستند؛ و سیدالشهدا(ع) اینک بیش از گریه و اشک و ماتم بر خویش، منتظر فرصت یافتن برای نقش‌آفرینی در تربیت و سیاست و فرهنگ و سلوک فردی و اجتماعی ماست و علاقه‌مندان به منطق حسین(ع) باید بیش از نگرانی برای از رونق افتادن سوگواری و تعزیه‌داری عاشورا، نگران فراموشی تحلیل درست چرایی وقوع عاشورا در متن جامعه اسلامی، آن هم تنها نیم قرن پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و درس گرفتن و عبرت‌آموزی از آن باشند.

اگر فرهیختگان جامعه و دلسوزان فرهنگ دینی و انقلابی جامعه اسلامی، نتوانند و یا نخواهند به درستی به این پرسش اساسی پاسخ دهند که چرا جامعه اسلامی که روزی نظاره‌گر آن همه توجه و مراقبت و تکریم و احترام پیامبر(ص) نسبت به حسین(ع) بود، در فاصله‌ای اندک، هزاران نفر از میان همین جامعه، در حالی که ایشان را به شهر خود دعوت کرده بودند، به روی وی شمشیر مى‌کشند و حتی او را از دسترسی به آب نیز محروم مى‌سازند، آیا این نگرانی جاى ندارد که آن سرنوشت دوباره تکرار شود؟ پرواضح است اگر در پاسخ به این پرسش، از موضع تحریف تاریخ، خود را به پاسخ‌هایی خودخواسته و خودساخته و جزئی‌نگرانه قانع سازیم، جامعه خود را فریب داده‌ایم. همه ما به درستی نهایت انحراف و بدبختی جامعه صدر اسلام را آن روز مى‌دانیم که حسین(ع) کشته شد اما باید به درستی روشن شود که این انحراف از کجا آغاز شد و آنچه نقش اصلی را ایفا کرد چه و که بود؟

این پرسش را نیز باید مطرح ساخت که متولیان فرهنگ و رسانه‌های جمعی ما بویژه آنان که جزئی از این نظام هستند و مسئولیت اول را بر عهده دارند، در این باره چه کرده‌اند و چه مى‌کنند؟

۴- یکی از نقاط کلیدی در احیای عاشورا و گسترش فرهنگ آن، که از سال‌ها پیش مورد توجه مصلحان بزرگی چون حضرت امام خمینی(س)، و نیز متفکر شهید آیت‌الله مرتضی مطهری بوده، آسیب‌شناسی عاشورا و فهم منطق حسین(ع) و چند و چون سوگواری آن بزرگوار بوده است. امام خمینی(س) در منطق و روش و عمل خویش نشان دادند که عاشورا چیست و سیدالشهدا(ع) چه گفت و چرا باید برای او گریست و چرا باید عاشورا را زنده نگه داشت و کدام عزاداری و ماتم گرفتن است که الهام‌بخش منطق حسینی است؟ افزون بر سال‌های مبارزه، آنچه در سال‌های دفاع مقدس در حاکمیت نام و منطق و رسم حسین(ع) و سوگواری حیات‌بخش حسینی، گذشت، نمونه‌ای روشن و ماندگار از فهم درست عاشورا و شنیدن کامل منطق حسین(ع) بود.

اما آنچه در سال‌های اخیر، در گوشه و کنار و حتی در برخی رسانه‌های رسمی شاهد هستیم، مایه تأسف و موجب نگرانی است، چرا که در آنها نشانه‌های رجعت یکجانبه‌نگرى و قشرى‌گرى و گم کردن منطق سازنده سیدالشهدا(ع) هویداست، و لااقل این است که از این همه فرصتى که عاشورا در اختیار ما و متولیان فرهنگ و دیانت و اندیشه و تربیت مردم گذاشته است، بهره لازم برده نمى‌شود و به مسائلی پرداخته مى‌شود و برنامه‌ها و تولیدات در سطوحى ارائه مى‌گردد که با یک جامعه رشد یافته انقلابی و اسلامی که چند دهه از تلاش فرهنگ و علمی دستگاه‌ها و متولیان علم و فرهنگ آن مى‌گذرد، همخوانی ندارد.

متأسفانه بیش از آنکه به بنیان‌های فکری و اعتقادی و مایه‌های علمی و تقویت اندیشه و آگاهی اسلامی جامعه توجه شود و از فرصتى که عاشورا در اختیار گذاشته است در این جهت استفاده گردد به مسائل سطحی و صرفاً عاطفی و ظاهرگرایی پرداخته و به آن دامن زده مى‌شود. عاطفه و اشک برای سیدالشهداء(ع)، خود ارزش بسیار دارد و امام خمینی(س) نیز در قول و عمل بر آن تأکید داشت، ولی باید بتواند در مسیر هدایت و اندیشه صحیح و کسب آگاهی دینی و سیاسی و تقویت ایمانِ تفصیلی و مستدل قرار گیرد. مایه تأسف است که از این همه فرصت که در اختیار داریم نتوانیم یا نخواهیم در جهت گسترش آگاهی جامعه به ویژه نسل جوان با منطق حسین(ع) و جلوه‌ها و اهداف حرکت آن بزرگوار استفاده و آنان را به درستی آشنا و دمساز کنیم و وجدان دینی خود یا مسئولیت اجتماعی و فرهنگی خود را محدود به سیاست‌ها و برنامه‌ها و تبلیغاتی کنیم که سازندگی و نقش‌آفرینی لازم را در رشد و تربیت جامعه و شناخت درست دین نداشته باشد.

امید مى‌رود دلسوزان و مصلحان جامعه انقلابی و نظام اسلامی، بار دیگر به این مهم توجه کافی کرده و با تدبیر خود از افراط و تفریط و انحراف و تحریف در این زمینه جلوگیری کنند و فرصت‌سازی را جایگزین این همه فرصت‌سوزی سازند و شعارهای عاشورایی را قرین شعور و شناخت جامع عاشورا و منطق حضرت سیدالشهداء(ع) گردانند. آمین یا ربّ العالمین.