در روز وداع با پیکر مطهر قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، میان سیل جمعیت عزادار در مصلی تهران، آرزوی نافرجام کودکی که همیشه دوست داشت جشن تکلیفش را در محضر رهبر شهید برگزار کند، به تصویر کشیده شد. این کودک با چشمانی اشک‌بار و قلبی آکنده از حسرت، روایتگر آرزویی بود که هرگز محقق نشد و دل‌های حاضران را به لرزه درآورد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری آستان، در روز وداع با پیکر مطهر قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، میان سیل جمعیت عزادار در مصلی تهران، روایت‌های حسرت‌انگیزی از کودکانی به گوش می‌رسد که آرزوی دیدار با پدر مهربانی‌ها را در دل داشتند، اما تقدیر چنین رقم زد که این دیدار، وداع باشد.

«همیشه دوست داشتم جشن تکلیفم پیش آقا باشد…»

 

 

کودکی در میان جمعیت، با چشمانی اشک‌بار و صدایی لرزان، روایتگر آرزوی دیرینه خود شد: «همیشه دوست داشتم مثل بچه‌هایی که دور آقا نشسته بودن، جشن تکلیفم پیش آقا باشم، ولی نشد…»

این جمله ساده اما عمیق، که از دل کودکی معصوم برخاست، موجی از اشک و حسرت را در میان عزاداران حاضر در مصلی برانگیخت. آرزویی که هرگز به واقعیت نپیوست و اینک در روز وداع با پیکر مطهر رهبر شهید، به روایتی از عشق و فقدان تبدیل شد.

نسلی که آرزوی حضور در محضر رهبری را داشت و اکنون در سوگ ایشان، با چشمانی اشک‌بار و دل‌هایی آکنده از اندوه، وداع می‌کنند. نسل فردای این انقلاب که قلب‌هایشان سرشار از عشق به ولایت است و آرزو دارند که ای کاش در جشن تکلیفشان، دستان پدر مهربانی‌ها بر سرشان نوازش می‌کرد.

این روزها، مصلی تهران میزبان میلیون‌ها دلداده‌ای است که هر یک به نوعی، روایتگر عشق و ارادت خود به رهبر شهید انقلاب هستند. از کودکان خردسال تا پیران سال‌خورده، همه در سوگ پدر مهربانی‌ها گرد هم آمده‌اند تا با وداعی پرشور، عشق خود را به نمایش بگذارند.