Saturday 28 March 2020| ۱۶: ۱۸ - شنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۹
کد خبر: ۱۰۸۸۶
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۴
دکتر طباطبایی: خطبه فدکیه برای دادخواهی بود / نکات ارزنده معارف اسلامی و درس زندگی در این خطبه

دکتر فاطمه طباطبایی با تأکید بر اینکه نیت، جان عمل است، گفت: امام اول از همه بر خودشان و قوای خودشان مسلط بودند. اول از همه اعتدال را در وجود خودشان پیاده کردند و بعد خواستند که اعتدال را در جامعه پیاده کنند و جامعه ی معتدل بسازند.

به گزارش خبرنگار آستان،  دکتر فاطمه طباطبایی طی سخنانی در حرم مطهر امام خمینی(س) با اشاره به خطبه فدکیه حضرت فاطمه(س) گفت: همه ما می دانیم که این خطبه برای دادخواهی بود؛ اما مملو از نکات بسیار ارزنده معرفت اسلامی و حتی بحث های اجتماعی و درس های زندگی هست.

رئیس انجمن عرفان اسلامی تصریح کرد: حضرت فاطمه(س) در ابتدای این خطبه خداوند را سپاس می گویند به خاطر نعمتی که به ایشان ارزانی شده است. در حقیقت به همه ما هم می آموزند که نه تنها ادب بندگی شکرگزاری است، بلکه شرط سعادتمندی و رستگاری هم آن است که انسان دیده ای بینا داشته باشد و بتواند نعمت های دنیا را ببیند. نعمت هایی که خداوند به ما داده و ما باید آنها را ببینیم و به خاطرشان شکر و سپاس بگوییم.

وی که در همایش خادمان افتخاری حرم رهبر کبیر انقلاب اسلامی سخن می گفت، با بیان اینکه دیدن نعمت فرعِ معرفت است، افزود: نسبت دادن این نعمت به منعم حالتی را برای انسان ایجاد می کند که موجب می شود انسان شاکر باشد. امام خمینی(س) در «شرح چهل حدیث، «شُکر» را برای ما معنا می کنند و توصیه می کنند که چگونه ما باید شکر نعمت کنیم؛ چیزی که خود حضرت زهرا(س) هم در اول خطبه به آن اشاره می کنند و به ما می آموزند.

دکتر طباطبایی ادامه داد: امام در شرح چهل حدیث می فرمایند که «شکر حالتی است نفسانی، که در پی شناخت نعمت و معرفت مُنعم و انتساب آن نعمت به منعم حقیقی در انسان ایجاد می شود». پس در درجه اول اگر انسان نعمت های الهی را ببیند، و بعد منعم را بشناسد و نعمت را به منعم حقیقی نسبت بدهد، معنی شکر است. یعنی انسان در این مرحله شاکر می شود؛ البته تا به شکور رسیدن خیلی زمان می برد و کار سلوکی لازم دارد.

وی اظهار داشت: ممکن است به نظر ما بیاید که این چیز ساده ای است؛ پس چرا افراد شاکر و شکور قلیل هستند؟ با توضیحاتی که خود امام می دهند مطلب روشن تر می شود. چون واقعا شناخت نعمت امکان پذیر نیست. ما اصلا قدرت نداریم که تعداد نعمت ها را بشماریم. آنقدر نعمت فراوان هست و آنقدر در بعضی نعمت ها غوطه ور هستیم که موجب می شود نعمت ها را نبینیم. دقیقا مثل ماهی که در آب می پرسد آب کجاست، ما هم غرق نعمت ها هستیم و بعد می پرسیم نعمت چیست؟ نعمت کجا است؟ کدام نعمت؟

رئیس انجمن عرفان اسلامی یادآور شد: امام در همین کتاب چهل حدیث، «شکور» را هم برای ما معنا می کنند. می فرمایند «کسی است که ارتباط خلق را به حق، و بسط رحمت حق را از اول ظهور تا ختم آن، و ارتباط نعمت ها را با یکدیگر، و آغاز و انجام نعمت ها را همان طور که هست، دریابد». اگر این اتفاق افتاد در قلب چنین بنده ای سریان الوهیت حق جلوه گر می شود و در قلب خودش سریان الوهیت را می بیند. تا به آن ایمان نیاورد نمی تواند حقیقت «لامؤثر فی الوجود إلا الله» را ببیند.

وی افزود: ما «لامؤثر فی الوجود إلا الله» را می گوییم اما باورش نکرده ایم؛ چون به قلب ما نرسیده است. آن نعمت را دقیق نشناخته ایم؛ چون نعمت را به منعمش نسبت نداده ایم. خیلی وقت ها نعمت را به خودمان، خانواده و تلاش خودمان نسبت می دهیم. اگر چنین اتفاقی افتاد نه تنها شاکر نمی شویم، بلکه نگرانی این هم وجود دارد که کافر شویم و کفران نعمت کنیم. چون امام می فرمایند «کسی که نظر به اسباب و مسببات دارد و تأثر موجودات را مستقل می بیند، نمی تواند نعمت را به منعم حقیقی منتسب کند». در این صورت نه تنها شاکر نیست؛ بلکه کفران نعمت هم می کند.

دکتر طباطبایی با اشاره به اینکه باور داریم همه بشریت باید از حضرت زهرا(س) استفاده کنند، گفت: بیاییم ببینیم چه مقدار قدرت دیدن نعمت را داریم. پس چشممان را به روی نعمت های خدا باز کنیم و بدانیم که فهم و شناخت نعمت و انتساب آن به حضرت حق راه سعادت و رستگاری است. این چیزی است که بزرگان ما هم فرموده اند و حضرت زهرا(س) هم به ما آموزش داده اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به خادمین افتخاری حرم مطهر امام خمینی(س)، اظهار داشت: این مکان منتسب به رادمردی است که اخلاص او را باور دارید؛ که صادقانه در راه وطن، دین، عزت، شرافت و قدم برداشته است. از طرف دیگر کسانی به اینجا قدم می گذارند که با نیت های مختلفی به اینجا می آیند؛ برداشت ها، تفکرات و تصورات مختلفی دارند. پس حُسن فعل فعلی که شما انجام می دهید مشخص است. اما سعادت و جاودانگی در پی کاری است که افزون بر حُسن فعلی، حُسن فاعلی هم داشته باشد.

رئیس انجمن عرفان اسلامی تصریح کرد: من وقتی وصیت نامه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را می شنیدم، می دیدم که چقدر زیبا به «حُسن فاعلی» کار توجه می دهند و چقدر زیبا از حُسن فاعلی صحبت می کنند. حُسن فعلی یعنی در نگاه مردم این کار زیبا و پسندیده است؛  یا اینکه به نظر فعل پسندیده نیست ولی ممکن است که حُسن فاعلی داشته باشد. مثل خیلی از کارهایی که مبدأ و انگیزه ای که ما را به انجام کار وادار کرده ممکن است الهی باشد یا نباشد. در هر صورت عمل ما می تواند حُسن فعلی داشته باشد، ولی حُسن فاعلی نداشته باشد.

وی ادامه داد: گاهی عمل ما حُسن فاعلی دارد ولی حُسن فعلی ندارد. جنگ حُسن فعلی ندارد. تنبیه خطاکار حُسن فعلی ندارد. اما چون حُسن فاعلی دارد و برای ادای دین و احقاق حق، انجام امر خداوند و دفاع از کیان اسلام و کشور است، جنگ مقدس می شود. اینجا است که کار داعش را قبیح اما کار رزمنده خودمان را پسندیده می دانیم. گاهی وقت ها هم فعل ما نه حُسن فعلی و نه حُسن فاعلی دارد؛ که «خسر الدنیا و الآخر». اما گاهی وقت ها فعل ما هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی دارد.

دکتر طباطبایی تأکید کرد: اگر بخواهیم سعادتمند باشیم و بهره ای از سرمایه وجودمان بگیریم، باید فعل ما هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی داشته باشد. عملی که این گونه باشد در میزان خداوند عمل خیر محسوب می شود. وقتی عمل خیر محسوب شد، این فرد محسن نامیده می شود که خداوند می فرماید «و الله مع المحسنین». یکی از ویژگی های عمل خیر این است که جاودانه، نورانی و زداینده ظلمت است و کدورت را از قلب و نفس و روح انسان برطرف می کند؛ و از همه مهمتر اینکه انسان را به غایتش که عابد شدن است، می رساند. حُسن فعلی انسان را عابد حقیقی می کند و به صلاح و رستگاری می رساند.

وی با بیان اینکه ما دو نوع عبادت خاص و عام می توانیم تعریف کنیم، افزود: عبادت خاص عبادتی است که آداب، شرایط و انجام آن مشخص است که در چه شرایطی باید انجام شود. اما همه انسان ها می توانند از عبادت عام بهره مند شوند. مثلا سلام به پدر و مادر یک عبادت عام است. نشاندن لبخند به یک فرد مستمند یک عبادت عام است. دادن غذا به حیوانات هم در پیشگاه خداوند عبادت محسوب می شود.

رئیس انجمن عرفان اسلامی یادآور شد: امام در تفسیر سوره حمد نکته ای را تذکر می دهند و با استناد به روایات معصومین(ع) می فرمایند صدیقه ای که به دست یک مستمند می دهید، قبل از اینکه به دست او برسد به دست خداوند داده اید. میزانش هم اصلا مهم نیست. عملی که با حُسن فعلی باشد ارزشمند است. مادی نیست که بگوییم کم یا زیاد داده ایم. بنابر این هرگاه که ما فعلمان را با حُسن فعلی و حُسن فاعلی همراه کردیم بدانیم که اجری عظیم در پیشگاه خداوند داریم.

وی تأکید کرد: طبیعی است که میزان معرفت و ایمان به خدا و باور ما نسبت به خدمت به مردم، دینمان به امام عظیم و خدماتی که به مردم می دهیم، می تواند تأثیر بگذارد و فعل ما را با ارزش تر کند. بنابر این میزان معرفت ما فعل ما را جهت می دهد و ارزش آن را مشخص می کند. پس شرط ادب و عقل این هست که در هر لحاظه ای مراقب باشید، هر کاری که انجام می دهید، هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی داشته باشد.

دکتر طباطبایی با اشاره به اینکه نیت در فعل ما خیلی مهم است، گفت: نیت، جان عمل است. یعنی نیت آنقدر اهمیت دارد که در روایات ما هست که گاه خداوند به نیت خیر بنده ای اجر و جزایی می دهد که به عملش نمی دهد. چون در نیت فخر فروشی نیست و در نیّت خیر ریا وجود ندارد. کار ریادار وحشتناک آدم را زمین زمین می زند و هیچ جا قبول نمی شود. امام هم یکی از افرادی بودند که روی ریا و عمل ریایی بسیار حساسیت داشتند.

وی با بیان اینکه نیت صورت ملکوتی عمل ما است، تصریح کرد: یعنی هم خودش فعل است و هم می تواند در اعضا و جوارح ما ظهور پیدا کند. امام علی(ع) نیت را یکی از دو عمل می دانستند. بنابر این ما دو نوع فعل داریم. یک فعل ظاهری داریم که گفتار و رفتار ما است. یک فعل باطنی هم داریم که نیت ما است. مشخص است که نیت عامل و برانگیزاننده فعل ظاهری ما است. وقتی نیت فعل شد، عامل برانگیزاننده نیت ما چیست؟ چه چیزی باعث می شود که من نیت خیر یا شرّ داشته باشم؟ گفته شده که شاکله انسان است. شاکله خصلتی است که از فطرت انسان نشأت می گیرد.

رئیس انجمن عرفان اسلامی افزود: اگر هر روز که از خواب بیدار می شویم با نیت خیر روزمان را آغاز کنیم، حتی اگر توان انجام آن کار خیر را نداشته باشیم، همین نیت خیر فعلی است که خداوند برای آن جزا گذاشته و ممکن است یکی از جزاهای آن همین باشد که توفیق عملش را به ما بدهد. موجب می شود که این نیت خیر سعه وجودی به ما بدهد و با سعه وجودی بتوانیم از عالم ماده کنده شویم و بتوانیم در عین اینکه در عالم ماده زندگی می کنیم، اما ملکوتی باشیم. آرام آرام خداوند هم به ما توفیق بدهد که بتوانیم جزو محسنین و شاکرین قرار بگیریم.

وی با تأکید بر اینکه کارهایی که خداوند به ما سپرده در حق وسع ما است، ادامه داد: قرآن می فرماید که «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». یعنی پاداش کسانی که در راه ما تلاش می کنند این است که آنها را به سمت خودمان هدایت می کنیم. ریسمان و حبل متین خداوند دراز است که ما را به سمت خودش بکشاند. ما باید آن ریسمان را بگیریم تا بتوانیم به آن جایگاه برسیم.

دکتر طباطبایی افزود: یکی از ابزارهای شناخت عقل است. یکی از ابزارهای شناخت شهود است؛ که برتر از عقل است. در این صورت فعل انسان نیک می شود و حُسن فاعلی هم پیدا می کند. وقتی خداوند انسان را هدایت کند و انگیزه الهی باشد، حُسن فعل دارد و فعل نیکو می شود. در این صورت می تواند به مقصد و مقصود و غایت خلقتش برسد و می تواند راه و روش زندگی را هم یاد بگیرد. ما بزرگانی داریم که جبروتی و لاهوتی شدند. از اول انقلاب کم نبوده اند افرادی که الگو بوده اند؛ درست است که روی زمین راه می رفتند، اما ملکوتی بودند.

وی ادامه داد: این راه زندگی را به ما نشان می دهد که با خانواده، همسایه و محیط زیست چطور برخورد داشته باشیم. اینها همه دستور زندگی است که برای ما رقم خورده و باید فقط آنها را بشناسیم و این را هم بدانیم که اگر دنیای خوب داشتیم بهشت خوب هم خواهیم داشت. «الدنیا مزرعة الآخره» شعار نیست و یک واقعیت است. هرچیزی اینجا بکاریم همان را درو خواهیم کرد.

رئیس انجمن عرفان اسلامی یادآور شد: امام در شرح چهل حدیث اشاره می کنند که اولین شرط مجاهده تفکر است. به خاطر اینکه تفکر عبادت محسوب می شود. انسانی که اهل فکر و اندیشه نباشد نمی تواند بر قوای خودش هم مسلط شود؛ چه برسد به اینکه بخواهد خانواده، شهر یا کشوری را اداره کند. یکی از ویژگی های امام این بود که این سلوک را داشته اند و این کارها را انجام داده اند. اول از همه بر خودشان و قوای خودشان مسلط بودند. اول از همه اعتدال را در وجود خودشان پیاده کردند و بعد خواستند که اعتدال را در جامعه پیاده کنند و جامعه معتدل بسازند.

وی افزود: خاطره ای را بارها نقل کرده ام که یک بار به امام گفتم از زمانی که شما را در قم دستگیر و به ترکیه تبعید کردند و بعد به نجف آوردند خودتان برای ما این داستان را تعریف کنید. چون کس دیگری نبوده که بگوید. ایشان قرار گذاشتند و هر شب یک ربع برای ما این خاطره را تعریف کنند که از قم چطور حرکت کرده اند تا به  نجف رسیده اند. گاهی رأس یک ربع مطلب به جای حساسی رسیده بود امام وقتی که گذاشته بودند تمام می شد. فوری ساعتشان را بر می داشتند وی می گفتند که وقت تمام است.

دکتر طباطبایی ادامه داد: گاهی وقت ها فکر می کنیم چقدر در برخورد با اندیشه و چیزهایی که در اختیار داریم، ضعیف هستیم. به ایشان گفتم شما که خوابتان نمی آید، ما هم که نشسته ایم، این قضیه را ادامه دهیم تا به جایی برسانیم. گفتند وقت همین قدر بوده است. من گفتم زمانی را که قبل از خواب به مسائل مختلف فکر می کنید این خاطره را برای ما تعرف کنید. با یک نگاهی به من گفتند، من اگر نخواهم فکر کنم، نمی کنم. یعنی قدرت فکر کردن آدم به جایی می رسد که می تواند فکر نکند. من اصلا نفهمیدم عظمت این کار چیست. آدم اول باید تمام چیزها را تحت فرمان در بیاورد. یکی از چیزها فکر است.

وی گفت: همین امام می گوید که اگر دنیای خوبی داشتید می توانید مطمئن باشید که بهشت خوبی هم دارید. بهشت ثمره دنیا است. اما خوب را باید معنا کنیم. دنیای خوب نه اینکه زرق و برق دنیا باشد. باید به این نکته توجه داشتیم که بهشت را در همین دنیا با فعلمان می سازیم. اگر فعل ما حُسن فعلی و فاعلی داشت، هم اینجا در بهشت هستیم و آرامش داریم و رضایتمند هستیم، و هم در آخرت؛ آخرت روی دیگر سکه دنیا است.

رئیس انجمن عرفان اسلامی تأکید کرد: توجه داشته باشیم که منظور ما از زندگی خوب بهره مندی از نعمت های زیاد نیست. نکته مهم بهره وری مناسب از نعمت ها است و اینکه انسان بتواند از نعمت هایی که دارد بهترین استفاده را بکند. می گویند که «خیر کثیر» هم به همین معنا است. فزونی نعمت منظور نیست و بلکه بهره مندی از نعمت مهم است. ما خیلی می بینیم افرادی را که خیلی هم نعمت دارند ولی نه سعادتمند و نه رضایتمند هستند و افرادی با نعمت های بسیار کم، هم سعادتمند و هم رضایتمند هستند.

وی افزود: تعبیری را از بزرگی دیدم و دریغم می آید که نقل نکنم. به نظر خودم نکته بسیار لطیفی بود. آن تفسیر سوره کوثر بود. خداوند وقتی به پیامبر(ص) فرموند «إنا اعطیناک الکوثر»، کوثر به معنای خیر کثیر است. بعضی از مفسران هم گفته اند کوثر حضرت زهرا(س) است. ایشان تعبیر خیلی قشنگی دارد و می گوید خداوند در حقیقت به پیامبر(ص) فرمود من به تو نعمت زیاد نمی دهم که گاهی با نقمت و گاهی با آزمون است. خداوند چیزی افزون به پیامبرش می دهد و می فرماید من به تو سرمایه جاودانه ای داده ام که می توانی بهترین استفاده را از نعمت ها داشته باشی.

دکتر طباطبایی ادامه داد: جالب است که خداوند بعد از آن می فرماید «فصل لربک و النهر». آن نعمت باید با این «فصل لربک و النهر» ربط داشته باشد. در آیه 14 از سوره طه خداوند به حضرت موسی می فرماید «أقم الصلاة لذکری». یعنی نماز بخوان برای اینکه یاد من باشی. ولی به پیامبر خاتم(ص) می گوید بعد از این کوثر و سرمایه ای که به تو دادم، «فصل لربک»؛ یعنی برای ربت نماز بگذار. این صلاة حضور و آن صلاة ذکر است. بنابر این چون سرمایه خیر کثیر به تو داده ام، پیوند حضورت دائمی است. تو از همه نعمت های اندک بهترین استفاده را می کنی.

وی در پایان گفت: پیامبر(ص) هم نعمت های مادی فراوان نداشتند و با سختی های فراوان زندگی کردند. پس خداوند چه خیر کثیری به پیامبر(ص) داده که در مقابل آن می فرماید با این خیر کثیر دیگر نمازت نماز حضور و وصل است؟ بنابر این چیزی که موجب سعادت ما می شود فراوانی نعمت نیست، بلکه بهره مندی صحیح از نعمت ها است که می تواند ما را به سعادت و رستگاری برساند.
منبع: آستان
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
عناوین برگزیده
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین