Friday 01 March 2024| ۱۳: ۲۸ - جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲
کد خبر: ۱۳۹۱۹
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۹:۳۶
روایتی از پاسخ امام به خبرنگار فرانسوی درباره برخورد حکومت اسلامی با مردم
روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی بود، نوفل لوشاتو محل رفت و آمد خبرنگاران و مهمانان خارجی و ایرانی بود، همه مسائل آینده ایران از امام پرسش می شد. از جمله سوال های مهم، چگونگی حکومتی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قرار بود تشکیل شود که امام به روشنی به این سوال پاسخ می دادند. جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.

 
به گزارش آستان، انقلاب اسلامی و به دنباله آن جمهوری اسلامی، دستاورد بزرگی است که امام خمینی (س) در قرن حاضر آن را رقم زدند. ایشان در مقاطع مختلف بر جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد تاکید کردند. شاید روزی را می دیدند که برخی به مثابه اینکه مردم نمی توانند صلاح خود را تشخیص دهند، خواهان آنند که به این جمهوری اسلامی خدشه وارد کنند. امسال این عبارت به شعار برگزاری مراسم ارتحال ایشان تبدیل شده است و ما بر آنیم که به قدر وسعمان به آن بپردازیم.

 
خانم فاطمه طباطبایی، عروس امام خمینی که در روزهای به اوج رسیدن مبارزات مردمی در کنار امام بود به پاسخ ایشان به خبرنگاران خارجی درباره حکومت آینده ایران اشاره و چنین نقل کرده است:

 گاه برخی از گزارشگران پرسش هایی می پرسیدند که امام مایل نبودند در پاسخ واقعیت مطلب را بگویند. از سوی دیگر دروغ حتی از نوع مصلحت آمیز در فرهنگ امام جایی نداشت. در این مواقع، دقت امام در ارائه پاسخ جالب بود. مثلا یک روز خبرنگار تلویزیون فرانسه(1) از امام پرسید: ما اطلاع داریم که اعتصاب غذا به درون پادگان ها و برخی از واحدهای نظامی کشیده شده، آیا به نظر شما این علامت آن است که ارتش به شما متمایل شده است؟ امام خبر او را نه تایید و نه رد کردند، چون خبر موثقی از این جریان نداشتند گفتند: ما امیدواریم که ارتش برگردد و افزودند: صلاح ارتش این است که به آغوش ملت بازگردد و به شاهی که رفته و دیگر برگشت ندارد، شاهی که به ملت آن ها خیانت کرده و ارتش را وابسته به غیر کرده، اقتصاد مملکت را فلج نموده نیندیشد. 

دقت امام در پاسخ برای حاضران جالب بود.

گزارشگری از امام پرسید: بسیاری از ایرانیان با وجود اعتقاد به اسلام به فرایض دینی عمل نمی کنند. حکومت شما در آینده با اینها چه برخوردی خواهد داشت؟

امام گفتند: البته این وظیفه ماست که راه سلامت و رستگاری را به آنها نشان دهیم ولی اگر نپذیرند در زندگی شخصی خود آزاد خواهند بود. تا کسی علیه ملت توطئه نکند و ضرری به ملت وارد نسازد برخوردی با او نخواهیم داشت.

خبرنگار دیگری پرسیده بود: آیا نگران ایجاد جنگ داخلی توسط ارتش و کمونیست ها نیستید؟

امام با قاطعیت و اطمینان به او پاسخ دادند که جنگ داخلی صورت نخواهد گرفت. دیر یا زود ارتش به ملت خواهد پیوست. غیر از تعداد معدودی از ارتشی ها همه به راه ملت معتقد هستند. البته بعضی از سیاسیون ایران نیز همچون شما چنین دلهره ای دارند و نگرانی خود را به من نیز منتقل کرده اند، ولی من معتقدم این نگرانی به خاطر جوّ کاذبی است که خود آنها ایجاد کرده اند. از چپی ها هم نگران نیستم زیرا در کشوری که مردم آن به نام قران و به خاطر خدا خون می دهند و پرچم اسلام را در دست گرفته اند مجالی برای آنان وجود ندارد. ملت ایران خواستار عدالتند، خواستار آزادی و استقلالند و معتقدند جز در سایه اسلام و رعایت قوانین اسلام به آن نخواهند رسید.

... رهبری امام در هدایت مردم و دولتمردان سبب شده بود که خبرنگاران از نقش مردم و سهم جناح های سیاسی در حکومت آینده سوال کنند. آن ها می خواستند بدانند پس از پیروزی، نقش مردم، احزاب سیاسی و دیگر اقلیت های قومی و مذهبی در حکومت چیست؟ امام در پاسخ آنان تاکید کردند که حکومت ما بر آرای ملت متکی است و حتی نوع حکومت را به انتخاب مردم واگذار می کنیم. مردم با رفراندوم و راهپیماییهایی که انجام داده اند، رای خود را داده اند، ولی نوع حکومت ایران با برگزاری یک رفراندوم و بر اساس آرای اکثریت مردم شکل خواهد گرفت. زمامداران امور موظفند با نمایندگان ملت در تصمیم گیری ها مشورت کنند. در حکومت مورد نظر ما، نمایندگان مردم از طبقه خاصی نیستند، بلکه از میان انتخاب می شوند. اقلیت های مذهبی نیز به طور طبیعی از حقوق خود برخوردار خواهند بود. همچنین همه اصناف، گروه های سیاسی و احزاب قانونی می توانند در انتخابات شرکت کنند.

امام پس از پاسخ به پرسش گزارشگر در جایگاه یک رهبر مذهبی گفتند: ما بر این باوریم تنها مکتبی که می تواند، جامعه را هدایت کند و رشد و تکامل مردم را تامین کند، اسلام است. اگر جهان امروز می خواهد از زیر بار هزاران مشکلی که با آنها مواجه است رهایی یاد و زندگی انسانی داشته باشد، به دین اسلام روی آورد.

1. این مصاحبه در روز 29/10/1357 انجام شد.

 

اقلیم خاطرات؛ ص 527-529
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: